رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 49

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

دانسته‌هاى خود را به منبعى فرعى استناد كرده بود چرا كه او ، به شهادت شخص خود ، نه با بوداييان تماس داشته و نه هيچ‌گاه كتب بودايى را ديده بود . اين منبع به نظر او نه چندان موثّق ، اثرى از شخصى به نام ابو العباس ايرانشهرى مربوط به آغاز قرن دهم بود « 1 » . برداشت‌هايى كه اين كتاب كه امروزه ديگر در دسترس نيست متضمّن آن است ، به‌طور كلّى آگاهى نويسندگان اسلامى از مذهب بودايى پيش از دورهء مغول را منعكس مىكند . از آنچه گفته شد معلوم است كه در اينجا ضرورتى ندارد به منابع اسلامى رشيد الدّين پرداخته شود ، برعكس حتما بايد به منابع بودايى ، اما به‌ويژه به نويسندگان آنها پرداخت . كمالاشرى عالم بخشى « 2 » ( kam la - Sri Bah ? s ? ) جزو

--> ( 1 ) . مقايسه شود با : E . SACHAU , Alberuni , s India ( eng . Transl . ) I ( London 1910 ) , I , 6 , 249 , 326 اينكه رشيد الدّين خود شخصا دربارهء تاريخ گسترش سلطنت دهلى مطّلع نبوده است به وضوح از آنجا معلوم مىشود كه وى بايد همهء جزييّات مربوط به اين موضوع را از تاريخ وصّاف برمىگرفت و آن هم تقريبا لغت به لغت ! همچنين بسيار بعيد است كه او اصلا به هند رفته باشد ، اما نامه‌هاى شمارهء 29 و 47 مراودات وى به خوبى نشان‌دهندهء ارتباط او با اين سرزمين است . مقايسه شود با : A . I . FALINA , Ras ? i ? d ad - Din , perepiska ( Moskva ) امّا نظامى در منبع ذيل نظرى مثبت نسبت به اين موضوع ابراز مىدارد و حتى دوبار ديدار رشيد الدّين از دهلى را ممكن مىداند نك : K . A . NIZAMI , Rashi ? d al - Di ? n and India'' , in : Proceedings of the Colloquium On Rashid - Din Fadlallah ( Tehran 1971 ) , 36 - 53 ( 2 ) . دربارهء تغيير مفهوم واژهء بخشى ( از واژه سانسكريت ( bhiksu در دورهء مغول ، از « روحانى بودايى » به « كاتب ، عالم ، كارمند » مقايسه شود با : E . QUATREMERE , Histoire des Mongols de la perse par Raschid - El din , I ( paris 1836 ) , 184 , A . 51 ; W . BARTHOLD , Turkestan down the Mongol invasion ( LOndon 1928 ) , 388 . اين تغيير معنا بعدها نيز ادامه پيدا كرد ، در ميان قبايل ترك آسياى ميانه اين واژه به « شاعر ، خواننده ، جادوگر » اطلاق مىشود .